نقش موسیقی در فیلمنامه و فیلمنامه نویسی

نقش موسیقی در فیلمنامه و فیلمنامه نویسی

 

در این مطلب سعی نداریم که مراحل نوشتن یک فیلمنامه را شرح دهیم چرا که از بحث ما خارج است و خود موضوعی بسیط و مستقل را تشکیل می دهد. مقوله ی موسیقی در سینما را اغلب به عنوان موسیقی هایی دیده ایم که در فیلم ها به کار گرفته شده اند و با عنوان “موسیقی متن” (Soundtrack) می شناسیم و کمتر این موضوع را در نوشتن یک فیلمنامه مورد توجه قرار داده ایم.

یک نویسنده علاوه بر توجه و دقتی که بر اصول نوشتاری و روایتی فیلمنامه اش دارد، می تواند از موسیقی نیز در این راه بهره برد. چرا که تأثیر موسیقی در نگارش و پیش بردن آن، و حتی الهام گرفتن از موسیقی در هنگام فیلمنامه نویسی، بسیار بیشتر آن چیزی است که در نگاه اول به ذهن می رسد. یکی از ابزارهای رهایی از بن‌بست در فرآیند فیلمنامه‌نویسی، می‌تواند موسیقی باشد. ما در هنگام فیلمنامه نویسی، تعمداً خودمان را درگیر احساسات و موقعیت‌های عاطفی و روحی خاصی می‌کنیم که ممکن است اساساً ربطی به زندگی روزمره ما نداشته باشند. یعنی به موضوعاتی توجه می‌کنیم و آن‌ها را در متن پیش روی‌مان می‌نگاریم؛ که در دنیای درونی ما شکل گرفته‌اند و توسط تخیلات و اوهام درونی ما خلق شده‌اند. اما در عین حال، این رویدادهای تخیلی، فارغ و دور از روحیات و درونیات ما نیستند. ما تحت تأثیر گذشته و زندگی عادی خودمان، دنیا را می‌بینیم و تحلیل می‌کنیم. و لاجرم، دنیای ذهنی خودمان را هم بر همین اساس بنا می‌کنیم. شخصیت‌هایی که ما در داستان‌هایمان خلق می‌کنیم؛ به نوعی در زندگی و گذشته ما دخیل بوده‌اند و به احتمال زیاد کسی را شبیه به آن‌ها دیده و شناخته‌ایم و شاید هم با او زندگی کرده‌ایم. بنابراین ما در چنین موقعیتی، خودمان را عمداً درگیر موقعیت‌هایی می‌کنیم که به نوعی با آن در رابطه بوده‌ایم و به شکلی در زندگی شخصی ما دخیل و مؤثر بوده‌اند! به عبارت دیگر یک نویسنده چیزی که بر روی کاغذ می آورد تا صحنه ای و سپس سکانسی خاص باشد مستقل از احساسات او نخواهد بود. تصور کنید به منظور خلق صحنه ای دلهره آور ، نویسنده می بایست صحنه ای بنویسد که نیروی کافی برای جذب مخاطب را داشته باشد، حال هنگام نوشتن، ممکن است در خلق چنین صحنه ای (به دلایل مختلف) خود را ناکام ببیند ، اینجاست که می تواند به کمک موسیقی مرتبط با چیزی که می خواهد بنویسد، از بن بست خود را بیرون بکشد. این کار علاوه بر اینکه شما را درگیر احساساتی مشابه صحنه ای که قصد روایتش را دارید خواهد کرد، به شما این امکان را می دهد که احساسات مشترکی را میان تخیل داستانی خود و موسیقی در حال پخش، برقرار کنید و ما حصل آن را در نوشتن صحنه ی مورد نظر خود ببینید.

فیلم‌سازانی مثل آلخاندرو آمنابار که سازنده فیلمی چون «دیگران» است؛ حتی در سر صحنه هم برای تقویت حس بازیگران، از موسیقی کمک می‌گیرد. او که خود دستی هم در موسیقی دارد و آهنگ‌های فیلم‌اش را هم خودش می‌سازد؛ در هنگام خلق صحنه‌های فیلم «دیگران»، از این روش بسیار بهره برد و به گفته خودش، نتیجه بسیار مناسبی هم گرفت. حالا اگر موسیقی بتواند در سر صحنه که رویدادها همه فیزیکی هستند؛ تأثیرگذار باشد؛ در هنگام خلق فیلمنامه که همه چیز ذهنی و درونی است نیز می تواند موثر واقع شود.(پیشتر توضیح داده شد)

به طور کلی ، موسیقی جایگاه و سهم بزرگی در نوشتن فیلمنامه دارد، از بزرگترین دسته بندی های موسیقی در رابطه با تاثیر آنها در فیلم و فیلمنامه، می توان به تقسیم بندی موسیقی به درون فیلمی (Diégétique) و برون فیلمی (Extradiégétique) اشاره کرد. موسیقی درون فیلمی به منابع صوتی گفته می شود که نویسنده از آنها برای دراماتیزه کردن یک صحنه استفاده می کند. برای مثال شخصیت ، یک دیسک را روی کانال رادیو می گذارد و رهگذران به آن موسیقی از طریق رادیوی قابل حمل گوش می دهند. این شکل از موسیقی به نویسنده این امکان را نیز می دهد که علائم و نشانه هایی از شخصیت هایش را آشکار کند. برای مثال در “اینک آخر الزمان” (Apocalypse Now) فرانسیس فورد کوپولا، در صحنه ای از حمله به روستایی در ویتنام، گروهبانی با بی ملاحظه گی مفرط به سربازی توضیح می دهد که روی هلیکوپترهای جنگی بلندگوهای بزرگی نصب کرده اند که آهنگ ( La Chevauchée des walkyries) از ریچارد واگنر پخش می شود ؛ این صحنه بدین خاطر صحنه ای ماندگار در تاریخ سینما شد که موسیقی استفاده شده در آن به شکل خوبی پوچی این جنگ را نشان داده است.

 

همان طور که اینگمار برگمان گفته است در آخرین اثر خود که به نمایش در آمد، نه تنها از  l’Art de la fugue8 الهام گرفته است بلکه در Sarabande، موسیقی در متن فیلمنامه نیز موثر بوده است. هرچند به عنوان یک قاعده ، موسیقی پیش از فیلمبرداری و دکوپاژ وجود نداشت. همچنین او معتقد است که به جای استفاده از دیالوگ ، موسیقی می تواند توجه بیننده را بیش از پیش به فیلم و صحنه مورد نظر جلب کند و بینندگان را در سکوتشان همراهی می کند. بدون شک، با توضیحات گفته شده، قدرت موسیقی چه در خلق تصورات یک نویسنده برای نوشتن صحنه ی مورد دلخواهش و چه در پیشبرد متن و کمک رسانی به فیلم در جهت جذب تماشاگر غیر قابل انکار است.

اکنون در ادامه تقسیم بندی گفته شده در همین رابطه موسیقی “برون فیلمی” را توضیح خواهیم داد. موسیقی “برون فیلمی” همانطور که از نامش پیداست، در واقع به موسیقی خارج صحنه ای معروف است و پس از تولید و در دستان تدوینگر و کارگردان است. هرچند تصمیم نهایی با کارگردان خواهد بود و نویسنده کمترین دخالت و تاثیر را در به کارگیری این نوع از موسیقی دارد.برای مثال این صحنه را در نظر بگیرید:

خارجی -روز(صبح)- مزرعه ی گندم

(خورشید از حومه ی شهر Touraine بیرون می آید. ابتدا تا انتهای این صحنه با موزیکی از پیانو همراه است.)

 

این را نیز اضافه کنم که هیچ ایرادی وجود ندارد که یک موسیقی در فیلمی به شیوه “درون فیلمی” شروع شود و سپس به صورت “برون فیلمی” ادامه یابد. برای مثال در فیلم “خارج از آفریقا” (Out Of Africa) ساخته سیدنی پولاک (Sydney Pollack)، نقشی که مریل استریپ آن را باز می کند، موسیقی موزارت (Mozart) گوش می دهد و موسیقی درون فیلمی است؛ سپس ما این سکانس را ترک می کنیم و شخصیت را در موقعیت دیگری می بینیم در حالی که موسیقی ادامه دارد. اینجا موسیقی را برون فیلمی می بینیم.

نوشتن فیلمنامه به طور جدی مستلزم دسترسی داشتن به آرشیوی ازمنابع موسیقایی است. این آرشیو می‌تواند مجموعه‌ای از آلبوم‌های موسیقی متن فیلم‌ها و نیز آهنگهای بی کلام و با کلام دیگر متناسب با مضمون مورد نیز شما باشد. این موضوع بستگی به این دارد که شما با کدام یک از انواع موسیقی بیشتر و بهتر بتوانید ارتباط برقرار کنید و آن قطعات به شکل مناسب‌تر و عمیق‌تری بتوانند تخیل شما را تحریک کنند. موسیقی تخیلتان را بر می انگیزد. این جمله که گوش دادن به موسیقی هنگام نوشتن باعث عدم تمرکز می شود، درباره کسانی که نوشتن “اصیل” را کار خود می دانند رد شده است.


منابع:

۱- موسیقی و فیلم نامه،سلامیان،علیرضا

۲-  Ecrire pour le cinema, Haro, franck

۳-  Le rôle de la musique dans l’œuvre cinématographique d’Ingmar Bergman, Törnqvist, Egil

ترجمه و تنظیم: محسن خانی پور

مقایسه اقلام
طراحی و اجرا: فروشگاه ساز سبدخرید